09:48 ۱۳۸۹ يکشنبه ۱۴ شهريور به سایت اطلاع رسانی شورای حفظ حقوق بیت المال خوش آمدید                                                                                           سال همت مضاف و کار مضاف گرامی باد
شعار سال                           ٢٦/٩/١٤٣١
سایتهای مرتبط
قوه قضائیه 

دادستانی کل کشور

دیوان عدالت اداری

سازمان بازرسی کل کشور 

سازمان ثبت اسناد و املاک کشور

وزارت مسکن و شهرسازی

وزارت جهاد کشاورزی

وزارت کشور
 افزايش روزافزون جمعيت، رشد شتا

رويکرد کيفري حفظ اراضي زراعي و باغ‌ها

ادامه مطلب

مناسبتها

ولادت حضرت زهرا (س) و روز مادر مبارک باد

ادامه مطلب

سخنرانی

احمدی نژاد: برای متجاوزان به بیت المال نباید حرمتی قایل شد

ادامه مطلب

مقاله
صیانت از حقوق بیت المال اساسی ترین رسالت حاکمیت اسلامی

 

   
   

به نام خدا

در فلسفه سیاسی اسلام، هدف تشکیل حکومت اقامه حقوق مردم و انتظام امور برای ساختن جامعه خداخواه و تحصیل حیات طیبه است؛

در این انگاره قدرت اصالت ندارد بلکه ابزاری است برای اجرای عدالت و عدالت نیز بستری است برای شکوفایی استعدادهای فردی و اجتماعی تا به تبع ساختن جامعه ای آباد  ایمن و توأم با آسایش ابناء بشر به رشد و کمال برسند؛

آنچه در این دکترین اصالت دارد کمال و تعالی ابناء بشر است؛ کمالی که مبتنی بر فلسفه خلقت انسان و جهان و منبعث از رهاورد سترگ انبیاء عظام و بالاخص اعظم انبیاء حضرت ختمی مرتبت (ص) است .

در نظام سیاسی اسلام قدرت، مشروطه است؛ آنهم مشروط به اجرای عدالت؛ عدالت یک پز و ژست و از برای قیافه گرفتن و ریاکاری و تبلیغات انتخاباتی و آرمانی دست نیافتنی و رویایی نیست، یک مطایبه و یک تعارف برای خالی نبودن عریضه نیست، بلکه جوهره حاکمیت و مبنای مشروعیت نظام حکومتی است .

در این منطق منور است که حاکمان و مسئولان باید از توده مردم ملتزم تر به عدالت باشند و عدالت فردی (تقوی و ورع) و عدالت اجتماعی ( عدالت توزیعی ـ عدالت اجتماعی ـ عدالت سیاسی و اقتصادی و ...) را سرلوحه قرار دهند .

مشی رسول مکرم اسلام در این وادی تابلوی تمام نمای حاکم و زمامداری مشحون از فضیلت و عدالت و معنویت است

جامعه فاضله نبوی بر مبنای شایسته  سالاری و فضیلت مندی و اخلاق مداری بنیان نهاده شده است؛ در این سلوک نادر و بی بدیل از ابوذر غفاری و صهیب رومی و بلال حبشی و سلمان فارسی و اویس قرنی یمنی همه و همه با یک میزان سنجیده می شوند و آن مکیال المکائیل تقواست:

« انّ اکرمکم عندالله اتقیکم» .

ـ زن و مرد و عرب و عجم و سیه و سفید و راعی و رعیت همه « انا و انتم عبید مملکون لرب العالمین» هستند و جامعه ، تنها و تنها بر اساس عدالت مطلق سازمان پذیرفته است .

جامعه فاضله علوی نیز تابلوی عدالت تمام عیار است. عدالتی که در تاروپود دکترین سیاسی علوی نمود یافته و در هیچ مقطعی منفصل از مقصود اصیل عدالت نگردیده است.

با نگاهی اجمالی به تاریخ حیات سیاسی حضرت (ع) می توان از جهتی 4 دوره را از یکدیگر تفکیک نمود :

فصل اول ـ پیش از هجرت نبوی ( 23 سال)

ـ که دوران ساختن و ساخته شدن و جهاد فکری و فرهنگی و اهتمام در پروسه انقلاب فرهنگی است ـ

فصل دوم ـ از هجرت پیامبر تا وفات حضرت ( 10 سال)

ـ که دوران تثبیت حاکمیت دینی و نهادینه سازی دکترین جانفزاری جامعه فاضله نبوی است

فصل سوم ـ از وفات پیامبر تا دوران زمامداری ( 25 سال)

ـ که دوران غربت و مظلومیت مولا از طرفی و از جهتی اوج حکمت و عزّت و مصلحت علوی است .

فصل چهارم ـ دورن زمامداری تا شهادت حضرت ( 5 سال)

ـ که دوران ترسیم الگوی حاکمیت دینی و تجلی اندیشه سیاسی حضرت در کالبد سنت های تئوریک ویژه عملی است .

بطور کلی روح بلند امیرالمؤمنین که بیش از هر چیز امیر «عدّالت » است در طول دوران فراز و فرود حیات مطهر و مبارک خویش، همواره فضیلت و کمال و عدالت و معنویت و معرفت را به نمایش می گذارد و انسانها رابه سمت و سوی تعالی سوق می دهد !

آری! نام علی (ع) قرین با عدل است و چه نیکو فرموده اند که : « علی مع الحق و الحق مع علی (ع) »

علی میزان الموازین و مکیال المکائیل عدالت در دنیا و عقبی است؛ علی « میزان الاعمال» و شاهین عدالت نمای ترازوی آفرینش است .

تابلوی خیره کننده و شعف انگیز و شور آفرین حیات مبارک علوی جان انسان را به وجد می آورد از اینهمه عظمت  طبع و علو روح و بلندای  اراده !

آنقدر که فرومایگان و دون صفتان و پلید رویان تاب شدت و حدت عدل علی را ندارند و آنچنان می شود که : « قتل فی محراب عباده لشده عدالته» .

امام کجایند « ملوک و ابناء الملوک» که ببینند فرزند ابوطالب عَلَم عدالت را به اهتزاز در آورده و یک تنه بر سر یک تاریخ ظلم و جور و بی عدالتی و حق کشی فریاد عدالتخواهی سر داده است؛ عدالت علی برای فرصت طلبان و جیفه خواران دنیا ـ برای زراندوزان و دون مایگانی که به بهای فقر و فلاکت مردم سودای انباشتن جیب و برافراشتن برج و باروها بر ویرانه ها و کوخ های مستضعفین دارند گزنده و سوزنده و غیر قابل تحمل است!

علی این پیشوای عدل و حقّ  ـ بی عدالتی شعاری و لسانی را هم نمی پذیرد و ندا در می دهد : مرا در برابر وظایفی که انجام می دهم ثنا نگویید؛ برای ایکه من با خدمت به شما نفس خود را از تمایلات خالی می کنم برای قرب الی الله ـ لذا به خودم خدمت می کنم؛

علی را با ادبیات منفعت طلبان و سوداگران و شیفتگان متاع قلیل دنیا که « و تکالبهم علی جیفه مریحه و ما الدنیا دنیه » نسبت و سنخیتی نیست؛

جامعه ایده آل علی جامعه ای است که در آن « اعطاء کل ذی حق حقه » دکترین قالب حاکمیت است و همه چیز بر مدار « وضع کل شیئی فی موضعه» سازمان می یابد؛ در سلوک علی (ع) بیت المال حریم الزام آور غیرقابل تعرض ملت است؛ بفرموده مولی(ع) بیت المال سهم یتیمان و فقیران و بیوه زنان و پیرزنان و یکایک از آحاد ملت است و جای ترکتازی و یکه تازی حاکمان و مسئولین و سردمداران نیست؛ بیت المال مختص امور زیربنایی و ساختاری و موارد خاص خود بوده و باید مصروف مصالح عمومی مسلمین گردد نه آنکه ملک طلق فرمانروایان و از برای آبادانی دنیای رعایا! و تبار و قبیله ایشان مورد چپاول قرار گیرد .

علی در دکترین حاکمیتی خود به آحاد جامعه گوشزد می کند که در برابر حقوق عمومی و بلاخص بیت المال حاتم بخشی نخواهد کرد؛ از حقوق الناس و حقوق الله نخواهد گذشت و حقی را که تعلق به او ندارد، به ناحق واگذار نخواهد کرد و از دایره حق و عدل و انصاف قدمی تخطی نخواهد داشت و حق الله و حق الناس و بیت المال را با تمام توان به صاحبان حق عودت خواهد داد .

علی (ع) از طرفی نگاه به گذشته دارد و از حیثی نگاه به حال و از جهتی نگاهی معطوف به آینده .

علی (ع) مشی حاکمان پیشین و ایادی ایشان را که گشاده دستانه بیت المال را عرصه تاخت و تاز قرار داده و به غیر حق چونان شتری که گرفتار جوع است با حرص و ولع مبادرت به نشخوار بیت المال می کنند به شدت منکوب و مترود دانسته و سرسختانه کمر همت به صیانت از حریم بیت المال می بندد!

چنانچه می فرمایند:

« ولله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملک بِهِ الاماء لرددته ،فان فی العدل سعته و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق »! 1

سوگند به خدا اگر آن املاک را پیدا کنم به مسلمانان بر می گردانم اگرچه مهریه زنان قرار گرفته یا کنیزها با آن خریداری شده باشد؛ زیرا گشایش کارهای اجتماع با عدالت است و کسی که عدالت برای او تنگی ایجاد کند، ستم برای او تنگ تر خواهد بود!

این سلوک علوی تا جایی است که حضرت یادآور می شوند اگر بیت المال، ملک شخصی من هم بود جز به عدالت ملتزم نبودم چه رسد به اینکه این مال، مال الله است :

« لو کان المال لی لسویت بینهم، فکیف و انما المال مال الله » 2

حضرت در صرف بیت المال در غیر موضع مقتضی، شدیداً نهی می فرمایند و تأکید دارند که :

« لا و ان اعطاء المال فی غیر حقه، تبذیر و اسراف، و هو یرفع صاحبه فی الدنیا و یضعه فی الآخره و یکرمه عند الناس و یهینه عند الله » .

عطای مال در غیر موردش افراط در خرج و اسراف  است؛ این افراط گری و اسراف، صاحبش را در دنیا بالا می برد و در آخرت ساقط می کند! در میان مردم عزیز می دارد و در نزد خدا پست و خوار می سازد ! 1

اگرچه امیر عدالت در منازل و مواقف گوناگون بر اهمیت بیت المال و لزوم وفای به عهد و پیمان و دوری از اسراف و تبذیر در عرصه عمل و نظر توصیه و تأکید فرموده اما منش مردم روزگار حضرت نشانگر اینست که عدالت در اوج مظلومیت و غربت ، گرفتار دیدگان تنگ و اندیشه های کوتاه و قلوب منجمد و سرد شده است و آنسان که حضرتش فرموده اند: « هیهات ان اطلع بکم سدار العدل او اقیم اعوجاج الحق» 2

هیهات که بوسیله شما بتوانم ظلمت را از چهره عدالت برکنار نمایم یا کجی عارض شده بر حق را راست کنم!

این شکایت و گلایه حضرت ناشی از فقدان روحیه عدالتخواهی مردم آن روزگار بود! مردمی که شکمهایشان از مال حرام انباشته و اراده هایشان سست و ....

« ای مردم غوطه ور در اختلاف وای دل های پراکنده از هم، ای مردمی که بدنهایشان حاضر و آشکار اما عقولشان غایب است؛ هرچه شما را به سوی حق می کشانم شما از آن گریزانید!

« اظارکم علی الحق و انتم تنفرون عنه » چونان فرار بزغاله ها از غرش شیر !!! 1

اگر جامعه ای ظرفیت پذیرش عدالت ار نداشته باشد، انتظار صیانت از بیت المال نیز محلی از اعراب ندارد در جامعه ای که پاسداشت حقوق فردی و اجتماعی در آن نهادینه نشده باشد چگونه می توان توقع داشت که بیت المال مسلمین صیانت شود؟! به حقوق و حدود، تعدی و تجاوزی صورت نپذیرد و ... !

در جامعه علوی چنین عارضه ای حادث شده؛ بی تفاوتی و بی تقیدی مردم به عدالت ـ حکومت ولایت و امامتی که نبی اکرم بنیان نهاده بود، رفته رفته به سلطنت و خلافت مبدل شده و از حقیقت اصیل خود فاصله گرفته است! حال علی ( علیه السلام) بعنوان حاکم نظام اسلامی از موضوعیت پذیرش حاکمیت توسط خود می گوید و بین خود و خدا و مردم حجت را تمام می کند که :

« اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان نا منافسه فی السلطان ...»

خدایا تو می دانی که مطالبه و اقدام ما برای به دست آوردن حکومت نه برای تلاش و رقابت در میدان سلطه گری بوده و نه برای خواستن زیادتری از مال دینا، بلکه همه هدف ما ورود به نشانه های دین تو و اظهار اصلاح در شهرهای تو بوده است .

باشد که بندگان ستم دیده تو امن و امان یابند آن کیفرها و احکام تو که از اجرا ایستاده است به جریان افتد .

امیرمؤمنان اندیشه و سلوک و مشی و سیره اش مشحون از این منطق عادلانه و عاقلانه است؛

شما نگاه علی (ع) را به حکومت ببینید !

روزی عبدالله بنی عباس در موقف ذی کار وارد می شود در حالی که علی (ع) کهنه کفش خو درا وصله می زد!

و حضرت به وی می فرماید این کفش چقدر می ارزد!

ابن عباس می گوید ارزشی ندارد! حضرت می فرماید:

« ... و الله لهی احب الی من امرتکم، الا ان اقیم حق او ادفع باطلا ...»

اقامه حق و دفع باطل جانمایه و جوهره رسالت حاکمیت در نظام اسلامی است و علی (ع) اینچنین نگاهی به حکمرانی بر مردم دارد .

لذاست که قدرت را به خودی خود بی ارزش دانسته و قدرت برابر قدرت را اقد وجاهت و موضوعیت دانسته و با تعابیر ؟  چون مقایسه با عطسه بز یا آب دهان بز با کفش بی ارزش و وصله زده، کند این نقد ارزشی را بیان می دارد و در پس این بیان آموز ههای فراوانی را برای ما به تصویر می کشد که منشأ قدرت چیست؟ مشروعیت قدرت کجاست ـ اصالت قدرت چه موضوعیتی دارد و ...

در موقف دیگری حضرت به منذربن جارود عبدی که از جمه کارگزاران حضرت بودند به عتاب و خطاب سخن رانده و از عدم التزام او به بیت المال و هواپرستی وی به شدت انتقاد کرده و فرموده باشند :

... تو دنیای خود را به قیمت خرابی آخرتت آباد می نمایی و با گسیختن از دینت به قبیله ات می پیوندی!؟ اگر خبری که در باره تو به من رسیده حق باشد، شتر خانواده ات و بند کفشت از تو بهتر است و کسی که صفت تو را داشه باشد شایسته نیست بوسیله او مرزی بسته شود و امری اجرا گردد یا شأن و ارزش والا رود یا این که در امانتی شرکت داده شود یا برای دریافت مالیات، امین و مورد اعتماد باشد ! 1

حضرت (ع) در توصیه به فثم بن العباس کارگزار ایشان در شهره مکه در خصو مصرف بیت المال تأکید می فرمایند که با دقت در اموال خداوندی که نزد تو جمع شده است بنگر پس آن را بین خانواده هایی که نزدید هستند و دارای عائله و گرسنه ه اند.

زیاده و اضافی بود به سوی ما بفرست تا بین مستحقین نزد ما تقسیم کنیم. 2؛ که این دستور العمل حرت نشان از تمرکز مدیریت در عین تقسیم و توزیع مسئولیتهاست .

حضرت در نامه ای خطاب به یکی از یاران خد در توصیف فلسفه نبرد با دشمنان اسلام یکی از جمله دلایلی که اشاره می فرمایید موضوع تاراج بیت المال و چپاول مال الله است .:

« می ترسم حکومت این است را نابخردان و خطاکارن به دست گیرند، مال خداوندی را برای خود و در میان خود به جریان اندازند و بندگان خدا را برده های خود بدانند و با شایستگان جامعه به تخاصم و پیکار به راه اندازند و مردمان منحرف را ؟ خود تلقی کنند!

حضرت در نامه خود به مالک اشتر نخعی هنگامیکه وی را به ولایت مصر گمارند نسبت به ویژه خواران هشدار داده و می فرمایند برای زمامدار خواص و نزدیکانی است که دارای صفت خودخواهی و مقدم شمردن خود بر دیگران و دست درازی، و کم انصافی در معاملات باشند ـ ماده و ریشه  این گونه مردم را با قطع عوامل صفات مزبور قطع کن ـ هرگز به اطرافیان و خویشاوندان خود قطعه زمینی از زمینهای مسلمانان اختصاص مده و هرگز اینگونه مردم در بستن معاده ای که ضربی بر حق دیگران وارد بسازد با تکیه بر تو طمع نکنند .

وجه غالب توصیه حضرت در هزینه کردن بیت المال معطوف به تأمین نیارهای اساسی و زیربنایی مرد و بذل توجه ویژه به دهک های پایین جمه( طبقه السفلی من الذین لا حیله لهم من المساکنی و المحتاجین و اهل البؤس و الزمنی...] است .

حضرت امیر از کارگزاران خود می خواهد حق خدا را درباره این قشر از مردم در نظر آورند و هشیار باشند که سرمتسی قدرت و منزلت، ایشان را از ضعفا غافل نسازد چراکه کارگزاران حکومت به بهانه اشتغال به کارهای بزرگ از ضایع کردن حق کوچک معذور نیستند؛

لذاست که در ارتباط با بیت المال باید حقوق همه رمدم و بالاخص طبقات آسیب پذیر جامعه چنان رعایت شود که نزد خدا حاکمیت سرافکنده نباشد ؟ سخنان ژرف و شگرف حضرت تولید ثروت حلال و طیب و مولد و مفید اولی بر توزیع عادلانه و ضابطه مند است؛

آبادانی و عمارت یک رسالت برای حاکمان است؛

« مالکا نظرت در آباد کردن زمین بیشتر و رساتر از توجه تو به گرفتن مالیات باشد » .

مولی در ضمن مانیفستی به کارگزاران حکومتی از ریزترین و ظریف ترین مسائل حاکمیتی سخن به میان می آرود و حاکمان و والیان جامعه را به تقوی الهی و پرهیز از اسراف و تبذیر ولو در حد کم و در مصادیق کم ارزش و کم اهمیت را مورد تأکید قرارمی دهد و می فرماید :

« قلمهایتان را ریز بتراشید ـ سطرها را کنار هم بنویسید ـ از بکاربردن عبارات بی جا و تطویل در کلام بپرهیزید ... که بیت المال مسلمین حتی طاقت ورود خسارتهای کم را هم ندارد!!!

« ارقوا اقلامکم و قاربوا بین سروکم و اخذفو قصد المعانی و ایاکم بالاکسار و فان اموال المسلمین لا تحتمل الاضرار» .

روایتی است که می فرمایند: « بشر الوارث صدقه لا تواع و لا توهب» به وارث بشارت بدهید اینجا صدقه است و خرید و فروش می شود و نه هدیه و این وقف در راه خداست؛ روایتی هم هست که در زمان حکومت امیرالمؤمنین ایشان از گندمی یا امکاناتی که در سرزمین مدینه منوره داشته اند استفاده می کردند و باغستانها و نخلستانها و غیره[که الان هم در نزدیک مسجد شجره و نزدیک مدینه مسجد قبا هست] به مردم انفاق می فرمودند و از همان آبهایی که آب نسبتاً شیرینی در منطقه بوده و چاهها به دست با کفایت امیرالمؤمنین حفر شده برای مردم نفع رسانی داشتند .

من می خواستم اشاره کرده باشم و جا دارد واقعاً هرچه می توانیم ازاین دوره استفاده کنیم؛  به هر کیفیت نکات بسیار ارزشمند در اختیارمان قرار می گیرد؛

سه ـ چهار کار اساسی امیرالمؤمنین انجام دادند ـ یکی از کارهای اساسی استانداران ناموجه را عزل کردند به ایشان گفتند یک مقدار ملاحظه کنید اینها فردا یاغی  می شوند فرمودند: «من نمی توانم افراد ناباب را بر مسلمانان مسلط ببینم و دست آنها را بر خون و مال و جان مسلمانان آزاد بگذارم ـ دستور دیگر برگرداندن اموال غارت شده به بیت المال است؛ شاید اگر امیرالمؤمنین این تصمیمات حاد را نمی گرفتند آنقدر با عکس العمل شدید و خشن مواجه نمی شوند؛ دستور دیگر مسوات بین افراد است؛ آنجا که چراغ بیت المال روشن است فقط جایی است که امر بیت المال است، و اگر امر بیت المال نبود دیگر نباید روشن باشد؛ خوب این خیلی مهم بود. و لذا دیگران حساب کار خودشان را می کنند؛ به طلحه و زبیر و دیگران هم از دم سه دینار باید بدهند!

 بعنوان مقرری بیت المال به همه یکی سه دینار بدهید؛ بعضی ها آمده بودند طبقه بندی کرده بودند ـ بدریون جدا، حواریون جدا و انصار جدا ـ مهاجر جدا ـ قریشی ها جدا و غیره ـ همه را تفکیک کرده بودند و یک مبنای غیر عادلانه وضع کردند. امام فرمودند در زمان پیغمبر(ص) چطوری بوده ـ همانطوری که در زمان ایشان بوده حالا هم انجام می شود ؛اگر کسی امتیازی بیشتر دارد امتیازش با خداست ـ اینجا جای امتیاز دادن نیست؛ آن امتیاز هم اگر برای خدا بوده خداوند پس می دهد .

خود این اقدامات هم روشن گر است و هم بیدارگر است و هم تکان دهنده امیرالمؤمنین هم احیاء گر سیره رسول اکرم است و هم مسیر آینده را ترسیم می کند؛ از همینجا بود که چه بسا موضع گیری ها شروع شد، ناکثین، مارقین و قاسطین و غیره ـ طلحه و زبیر و ... و جنگ جمل و صفین و نهروان و ... را به راه انداختند. حالا بیایید ببینیم امیرالمؤمنین در این مرحله اقداماتش چگونه است، اینجا بُعد زندگی و مشی امیرالمؤمنین مطرح است؛ حالا که امیرالمؤمنین زمامدار دنیای اسلامی است و از شرق عالم تا غرب عالم آن روز حاکم است [ از شمال آفریقا تا مرزهای هند و سیحون و جیحون و امثال و ذالک] همه جا تحت سیطره ایشان است ، ببینیم امیرالمؤمنین از نظر زندگی شخصی چکار می کنند ؛ یک باب در اصول شریف کافی موجود است تحت عنوان باب «سیره امام فی مأکله و الملبسه » سیره امام در غذا و خوراک و پوشاک وقتی به خلافت و امامت می رسد چطور زندگی می کند و چطور زندگی می کردند؟ این زندگی شخصی و خانوادگی امیرالمؤمنین در برابر زندگی دیگران و بعضی ها که وقتی از دنیا رفتند طلا هایشان را با تبر تقسیم کردند اینجا آن روایت بسیار با عظمت و با ارزش که « ان الله فرض علی اشتمه العدل ان یقدروا انفسهم بضعفه الناس لا یتبیغ بالفنجبر فقره » .

زندگی در سطح متوسط مردم بلکه متوسط رو به پایین، این زندگی رهبران جامعه اسلامی درسطح توده مستضعف جامعه است تا توده مستضعف رنج نبرند، تا توده مستضعف و محروم جامعه وقتی می بینند رهبران آنها ساده زندگی می کنند آنها در برابر سختیها و شدائد تحمل کنند؛ اما اگر ببینند یک عده ای از امکانات بیت المال سوء استفاده می کنند آنها در برابر این ریخت و پاش ها چطور مواجهه دارند؟! طبیعتا آزرده می شوند

حال زندگی شخصی حضرت به جای خود ؟ اداره جامعه و سیاستهای عمومی امیرالمؤمنین چه مختصاتی داشت؟! 

خودشان هیچ چشم داشتی به بیت المال ندارند؛ به کسی از فرزندان و وابستگانشان اجازه ندادند از بیت المال ، بهره ای ببرند؛ حاشیه پردازی در رابطه با بیت المال نکردند ـ احدی حاشیه امن در امر بیت المال نداشتند حالا شما مکرر شنیده اید که امام حسن مجتبی(ع) مثلاً اگر عسلشان را زودتر گرفته باشند حضرت برخورد می فرمودند یا وقتی امیرالمؤمنین از دنیا رفتند اما مجتبی نقل کردند و فرمودند، بهترین خلق خدا بعد از پیغمبر وقتی از دنیا رفت نه سیمی نه زری از خود بجای گذاشت الاّ چهارصد درهم یا چهل دیناربرای اینکه نوکری یا کلفتی اختیار کنند که در زندگی کمک حالشان باشد؛ این مقدار ارث امیرالمؤمنین است؛ مابقی هم وقف در راه خدا است ـ دیگر چیز دیگری نداشته است؛ از وجود حضرت زهرا(س) نیز اگر6 تا 7 تا باغچه چیزی باقی مانده همه وقف است؛ ایشان در فرمانش به عثمان بن حنیف انصاری نامه 45 پنجم نهج البلاغه فرمودند: « قفنا کنات فی عین دینا فدک و نامص فدک و رأی فدک » چرا دست ما فدک بود ما با آن ها چکار می خواهیم بکنیم در حالی که ما نمی خواهیم به قبر ببریم و این هم یک عده ای بخل ورزیدند حق علی و زهرا را غصب کردند و ایشان گفتند که فدک را، بخشیدیم؛ آن فدک هم نشانه عمارت و حکومت بود در اختیار حاکم اسلامی برای ایتام آل پیغمبر و علی(ع)؛ این جهت گیری درآن بود سیاستگزاریها و برنامه ریزیهای امیرالمؤمنین در زمان حکومت و امارتش بود؛ شاید این بخش باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد؛ اهمیت این بخش از دو زاویه است یک زاویه استفاده از مجموعه امکانات بیت المال به مفهوم عام کلمه درجهت آبادانی و عمران و اصلاح امور و توسعه ـ رسیدگی به فقرا ـ گسترش عدالت و مسائل دیگر است؛ امیرالمؤمنین از مجموعه امکانات در این راه استفاده کردند؛ با اینکه امیرالمؤمنین در چهار سال و نه ماه همواره گرفتار جنگ های پی در پی چون جمل ـ صفین ـ نهروان و غیره بودند اما در تمام عراق یک نفر نبود که نان گندم نداشته یا آب گوارا و یا سر پناه نداشته باشد! یعنی تمام مردم عراق از نان گندم و آب گوارا استفاده می کردند؛ نهر کشیها ـ قنوات ـ نهرها ـ از رودخانه و غیره ـ رودخانه دجله و فرات و مناطق دیگر آب گوارا ـ نان گندم و همچنین سرپناه در حد امکانات آن روزگار برای همه فراهم بود ضمن اینکه امیرالمؤمنین درگیر جنگ بود خودکوفه ، دهها کیلومتر توسعه پیدا کرد و شد پایتخت و امپراطوری اسلام آن روز و بخشهای مختلف در کوفه تشکیل و توسعه پیداکرد ؛ اول بصورت 7 محل ورفته رفته گسترش پیدا کرد به هر کیفیت امیرالمؤمنین حدود 100 هزار نفر نیرو را بسیج کرد برای جنگ با معاویه؛ کم نیست ـ این تعداد داوطلبانه بود نه اجباری بعد تدارک و تغذیه اینها کار  بسیار عظیمی بود. یکی از بخشدارها به امیرالمؤمنین نوشتند در این منطقه قنات بودو قنات ویران شده و الآن مردم دچار مشکل هستند؛ نهر خراب شده حضرت فرمود: همه را دعوت کن ، وقتی آمدند بگو این نهر خراب شده بیایید کمک بدهید و خودتان بعنوان کارگر اقدام کنید و نهر را احیا بکنید؛ یا پول بدهید کارگر بگیرید نهر را احیا کنید ـ هر کس در احیای نهر سهمی ایفا کند فردا که نهر راه اندازی شد او در بهر برداری از آب قنات سهم خواهد برد، اما کسانی که نیایند فردا سهم نخواهند داشت. این مطلب را جرج جرداق مسیحی در کتاب «صوت العداله الانسانیه» که بسیار کتاب ارزشمندی است و در 5 جلد گرد آمده است و برنده جایزه شده ؛ داستان را آورده است .

فرمودند نباید که یک عده ای کار نکنند فردا مدعی شوند وسربار جامعه باشند من دلم می خواهد همه کار کنند و همه قنات را احیا کنند و همه درسهم آب قنات بهره مند شوند؛ خود مردم بیایند کار کنند و احیا کنند و سرانجام از آن استفاده کنند؛ حالا یک قسمت بسیار مهم که خیلی آموزنده است همین فرمان نورانی امیرالمؤمنین به مالک اشتر(ع) است البته نه تنها این نامه بلکه تمام بخش نامه ها از جمله بخش نامه های مالیاتی و ... حضرت سرشار از عبرت و تذکار است .

یکی از نامه های نهج البلاغه که بسیار تلخ است اشعار دارد که: « والله لو ان الحسن والحسین فعلی مافعلت ما کانت لهما عندی هوادهه » این تغلب که کرده ای در بیت المال، اگر امام حسن یا امام حسین می کردند ملاحظه آنها را نمی کردم! این شاید جزو شدید ترین نامه های امیرالمؤمنین است؛ یا استاندار امیرالمؤمنین (عثمان بن حنیف انصاری) پیرمرد 70 ـ 80 ساله ای است که وقتی در مراسم پذیرایی و ولیمه شرکت می کند و آن مراسم پذیرای اعیان و اشراف هستند و فقرا و محرومین نیستند و خبر به امیرالمؤمنین می رسد، داد علی در می آید؛  باورم نمی آمد تو در مراسمی شرکت کنی که اغنیاء دعوت شده اند و فقرا شکمهایشان خالی است! آن هم بعضی از سفره هایی که انواع غذاها ریخت و پاش شده و بعد اضافه آن را در چاهها می ریختند!

فرمود: باور نمی آمد که در سر یک سفره شرکت کنی که « اغنیت مدعو و فقرها مخوف » اگر من امام شما هستم از دنیا دو تا لباس دارم یک پیراهن و یک شلوار، البته فرمود انتظار ندارم شما مثل علی رفتار بکنید حالا به مالک اشتر دستور می دهد به نظرم این برنامه برای جمهوری اسلامی خیلی روشنگر و خوب است؛ و خطوط کلی را ترسیم می نماید؛ همین نامه 53 نهج البلاغه  خطوط کلی برای جامعه ما تا قیامت را ترسیم نموده است. اول خطبه این است « جبایه خراجها و جهاد عدوّها و استصلاح اهلها و عماره بلادها » وقتی می خواهد مالک اشتر را اعزام کند برای چهار هدف کلان که این چهار هدف می تواند زیر مجموعه تعداد بیشتری باشد:

1ـ جمع آوری مالیات و بیت المال است؛ مواظبت و تدبیر راجع به جمع آوری منابع توصیه شده است .

هر حکومتی ـ هر دولتی و هر انسانی و هر قلبی به خون نیاز دارد و اقتصاد و بودجه خون پیکر جامعه است این خون و پیکر باید درست جمع آوری و درست تنظیم بشود؛ درست تزریق و درست مدیریت و نظارت بشود تا بتواند به تمام مویرگهای بدن سرویس لازم را بدهد؛ اگر دقت لازم در جمع آوری ـ هزینه و مصرف این خون جاری نشود ممکن است به بعضی از اعضای اصلی هم نرسد و عده ای دچار کسالتهای شدید و فقر و محرومیت بشوند؛ اگر به استانها بودجه برسد و به روستاهای دور نرسد حالا ما چگونه باید مدیریت کنیم تا آن مویرگهای دور افتاده کشور، آن ها محروم نشوند باید با تدبیر ایجابی و نه سلبی، برنامه بدهیم؛ این در همه مسائل جامعه مثل ازدواج هم هست؛ مثلاً به همه می گوییم به هم بد نگاه نکنند، این کار را نکنند ولی امکانات ازدواج را فراهم نکنیم خوب این نمی شود، در امر اقتصاد هم همینطور است. باید ظرفیتها را شناخت به اندازه این ظرفیتها برنامه ریزی کرد؛ خوب امیرالمؤمنین در فرمان نورانیشان به مالک ده ها فراز را گوشزد می کنند ولی از همه مهمتر این است که کارها را به دست کاردان بسپاریم ؛ برای کارهای کلان مرد آب دیده اعزام کنید؛ اینطور نباشد که کار بدست افراد غیر کاردان واگذار شود، اولین اولویت این باید باشد که ما در همه مدیریتهای کشور، در مدیریتهای عالی ـ رده دوم و سوم ـ اجرایی و... تا آنجایی که کار را به دست کاردان بسپاریم افراد لایق ـ مدیر و مدبّر ـ خودشان تعمد دارند اینجا شما ببینید، امیرالمؤمنین چقدر سفارش می کند. فرماندهان نظامی چه کسانی باشند ؛ دبیران، مشاوران چه کسانی باشند، قضات چه کسانی باشند« افضل رعیتک فی نفسک»،«استعملوا اختباراً لا تحول مهاواتاً »و... » امتحانشان کن مرد آب دیده باشند مبادا رابطه بازی و سیاستگزاری برای مسئولیت ها و روابط سیاسی و حزبی و تشکیلاتی و این که مدیر چون رفیق من هستو باند من هست با او مماشات کنم اینطور نیست؛ خدا شاهد است هر کلمه آن یک گنج بزرگ و یک تابلوی سترگ هست؛ با عظمت برای همه تا قیام قیامت؛ من گاهی متأثر می شوم و گاهی افرادی را می بینم که می گویند این فرمایشات مال 1400 سال قبل است این برنامه ای که دارای زوایه های مختلف است؛ دها سرفصل دارد ـ بودجه ـ برنامه ریزی شده ـ تعدل و توازن ـ حقوق ایتام ـ فقرا ـ مسائل بین المللی دارد ـ مصالحه بین المللی را دارد همه این امور در این نامه هست لیکن اگر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چییست؟ اگر ما با نهج البلاغه آشنا نیستیم و خوب تفسیر نمی کنند ، تقصیر امیرالمؤمنین چیست؟ همین بحث خصوصی سازی که حدود 25 سال قبل در اصفهان گذاشته بودند من رفته بودم شروع سخنرانی بنده با این جمله نهج البلاغه بود که «ثم استوص بالتجّار و ذوی الصّناعات و اوص بهم خیراً» امیرالمؤمنین نسبت به تجار و صنعتکاران توصیه می کند که با آنها به رحمت برخورد کنید واز آنها حمایت کنید ؛ منظور این است که تجارت با دولت نیست بلکه با ملت هست و تحت پوشش دولت هستند؛ امیرالمؤمنین به دولت اسلامی می گویند تجار ـ کشاورزان ـ و روستائیان و مناطق محروم را فراموش مکن ـ بله می گویند مواظف باشید اگر کسی هم احتکار می کند با او برخورد کن چنان شلاقش بزن که داغ ننگنش هم او و هم دیگران را بیاموزد .

هم اقتصاد کلان و هم اقتصاد خرد ـ هم ابعاد اقتصادی را پیش بینی می کند  ـ هم نظام مالیاتی و هم مدیریت منابع هزینه ای را می گوید؛ یادآور می شود سراغ کشاورزان قبل از اینکه زمین آباد نشده است نرو؛ زمانی سراغ آنها برو که آنها درآمد داشته باشند . اگر درآمد ندارند چطوری می خواهی از آنان اخذ کنی؟!

« من طلب لخراج بغیر عماره اخرب البلاد و اهلک العباد » .

هر که مالیات بخواهد بدون اینکه بلاد را آباد کرده باشد هم شهرها را خراب می کند هم عباد را هلاک می کند از چه چیزی مالیات می خواهی وقتی ندارد چکار بکند؟ یک مالیات یک پنجم درآمد است یک سوم درآمد است باید درآمدی باشد تا مالیات بدهد لذا باید برای توانمند سازی جامعه همین  استراتژی را بکار بست؛ باید میدان کار و تلاش برای مردم باز باشد؛ البته تا قاطعیت باید مالیات حقه دولت را دریافت کرد اما پس از اینکه زمینه های لازم را فراهم کنیم یا اگر احیاناً کسانی که سوء استفاده می کنند قطعاً با آنها با قاطعیت برخورد بشود، فردای قیامت ما برابر است با عمل ما. امام صادق میفرمایند آسان ترین چیزی که باعث می شود وارد جهنم بشوی مال یتیم است؛ بنابراین دقت لازم ـ نظارت لازم ضروری است. بسیار مسئولیت خطیر است البته باید تلاش کرده قرآن کریم هم سوء استفاده از مالیات و بیت المال و ایتام را خیلی با تعبیر ات بسیار تندی بیان می کند و می فرماید:

آتش می خورند کسانی که مال یتیمی را می خورند لذا باید رعایت کرد  که اینها امانت است باید رعایت کرد و عمرها رفتنی است و آنچه ماندنی است خداست و اعمالی که به صبغه الهی آراسته گردیده است؛

 

 

دری نجف آبادی

« والسلام من اتبع الهدی»

 


 

 



این مطلب تا کنون  (954) بار خوانده شده
جستجو
حدیث روز

امر به معروف پاسدار بيت المال

ادامه مطلب

مقاله

صیانت از حقوق بیت المال اساسی ترین رسالت حاکمیت اسلامی

ادامه مطلب

مصاحبه

همكاري قوه قضائيه و وزارت مسكن و شهرسازي در برخورد با پديده زمين خواري

ادامه مطلب

اخبار استانها

توسط دبیر شورای حفظ حقوق بیت المال استان زنجان تشریح شد:

ادامه مطلب

                 تمامی حقوق اين سايت متعلق به شورای عالی حفظ حقوق بیت المال می باشد                 
Email:Info@beytolmal.ir
Designed by Mohammad Reza Movahedi Rad